این سخن از کیست؟و منظور چه روزی است؟
اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مىگيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نااميد مىگردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد
1- از پيامبر گرامى(ص) روايت كرده كه فرمودند: ((من صلى من اول شهر رمضان الى آخره فى جماعه فقد اخذ بحظا من ليله القدر)) كسى كه از اول تا آخر ماه مبارك، در نماز جماعت حاضر شود، بهره اى از شب قدر نصيبش شده است.
2- افطارى دادن با مال حلال از پيامبر اكرم(ص) نقل كرده كه فرمودند: كسى كه با مالى كه از راه حلال به دست آورده، روزه دارى را افطار دهد، در تمام شب هاى رمضان فرشتگان بر او درود فرستند و جبرئيل در شب قدر با وى مصافحه كند، نشانه مصافحه جبرئيل آن است كه دل مصافحه شونده نرم و اشكش جارى مى شود.
3- صدقه: درباره امام زين العابدين(ع) آمده است: در هر روز ماه مبارك يك درهم صدقه مى دادند، آن گاه مى فرمودند: شايد با اين كار، شب قدر را دريابم و از آن بهره گيرم
4- غسل و شب زنده دارى: حضرت رسول (ص) فرمودند: كسى كه شب قدر را شب زنده دارى كند، تا شب قدر آينده، عذاب دوزخ از او دور گردد.
امام موسى بن جعفر(ع) فرمودند:كسى كه در شب قدر غسل كرده و تا سپيده صبح شب زنده دارى كند، گناهانش آمرزيده مى شود
در شب میلاد کریم اهل بیت، امام حسن مجتبی (ع) جمعی از شعرای پیشکسوت و جوان و اهالی فرهنگ و ادب، میهمان رهبر معظم انقلاب اسلامی بودند.
تاریخ مطلب : ۲۳ تير ، ۱۳۸۹
| ساعت 52 : 7
کد مطلب : 1065
هنر نمايش نامه
بهرام بيضايي گفت:«متأسفانه خلاقيت در ما قطع شده، همچنان كه سيستم توليد در كشور ما مرده است.»
به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين كارگردان سينما و تئاتر ايران كه عصر روز گذشته ـ 9 خردادماه ـ در نشست رونمايي كتاب فيلمنامهي «وقتي همه خوابيم» در انتشارات «روشنگران و مطالعات زنان» سخن ميگفت،در پاسخ به پرسشي درباره هجوم زبانهاي بيگانه به زبان فارسي با بيان اين مطلب گفت:تنبلي ماست كه چيزي خلق نميكنيم. زبانهاي بيگانه به ما فشار نياوردهاند و ما امروز زبان را هم مانند برخي ديگر از كالاها به كشورمان وارد ميكنيم.
او ادامه داد: يكي از رويدادهاي شگفتانگيز مديران ما ست كه در رسانههاي گوناگون با واژگان فرنگي درباره مثنوي صحبت ميكنند و درباره اهميت زبان فارسي داد سخن ميرانند.
بيضايي با اظهار تأسف از قطع خلاقيت در ايران افزود: بايد ديد عدم خلاقيت از تنبلي ماست يا افسردگي درونيمان اما درهرحال بايد ريشه قطع خلاقيت را پيدا كنيم.
كارگردان «مرگ يزگرد» از ضعف مديريت در ايران اظهار تاسف كرد و يادآور شد: بسياري از مديران به اين ميانديشند كه چگونه ميتوان در دورهي مديريتشان هيچ كاري انجام ندهند. آنها بيشترين پول و عنوان را به دست ميآورند، درحاليكه هيچ كاري نميكنند و از زماني كه اين شيوه در كشور ما رايج شده ما ديگر هيچچيزي نميسازيم.
اين پژوهشگر ادامه داد: گاهي متهم ميشوم كه به جريان استفاده از زبانهاي بيگانه در زبان فارسي حمله ميكنم، درحاليكه من به چيزي حمله نميكنم بلكه گاه متأسف ميشوم كه ما واژههاي فرنگي را به كار ميبريم درحاليكه معادلهاي فارسي بسيار بهتري براي آنها داريم. ما حتي اجازه داديم زبانهاي باستاني ما را ديگران پيدا كنند، در اين وضعيت ما بدجوري به جان خودمان افتادهايم.
به گزارش ايسنا، در بخش ديگري از اين نشست، بهرام بيضايي درباره راهكار خروج سينماي ايران از بحران نيز توضيح داد:راهحل اين موضوع پيچيده نيست اما ما عاشق بحران هستيم و درحاليكه راهحل مشكل بحران را ميدانيم به آن عمل نميكنيم.
كارگردان «وقتي همه خوابيم» ادامه داد:راهحل اين مشكل تغيير افكار و منطبق كردن تفكرات با واقعيتهاي جامعهي ماست. تا زمانيكه در تفكر مديريت سينماي ما تغييري حاصل نميشود، چگونه ميتوانيم شاهد تغييري در سينما باشيم. فراموش نكنيم تهيهكنندگان سينما هم، زادهي همين شرايط هستند. سيستم از بالا به پايين است، عدهاي ميتوانند تهيهكننده شوند و تعداد ديگري نميتوانند.
بيضايي تصريح كرد:ما نسل فيلمساز بعد از انقلاب را هم تربيت كرديم، اما آنقدر فضا را تنگ كرديم كه آنها هم نتوانستند دوام بياورند. چون ما حاضريم همهچيز را تغيير بدهيم به جز خودمان.
اين نمايشنامهنويس و كارگردان تئاتر در پاسخ به پرسش ايسنا، درباره اجراي نمايش «سهراب كشي» همزمان با سال فردوسي نيز گفت:در لحظهاي هستم كه از اين متن بيزارم. زماني وجود دارد كه چيزي در آدم ميرسد و آنچيز در لحظه ديگري خشك ميشود و من امروز اين احساس را نسبت به اين متن دارم.
او يادآور شد: زماني حس ميكردم ميتوانم اجراي فوقالعادهاي از اين نمايش به صحنه ببرم. اما امروز هيچ اطميناني ندارم. در شرايطي كه آدمها و قوانين مدام درحال تغيير هستند نميتوانم جلو بروم. در اين وضعيت مانند درختي هستم كه قهر كرده است. اگر چيزي كه زمان آن فرا رسيده اتفاق نيافتد در درون من جوششهاي برعكسي رخ ميدهد و در اين وضعيت هيچ نميدانم سرنوشت اجراي «سهراب كشي» چه ميشود. روزي ميگويند آن را اجرا كن اما من تا بخواهم اين پيشنهاد را باور كنم ديگر كسي براي اجراي اين اثر پيگيري نميكند.
بهرام بيضايي در اين نشست مهمترين دغدغه فعلي خود را انتشار كتاب «هزار افسان كجاست» دانست و اضافه كرد: پنج سال پيش اين كتاب را براي چاپ ارايه كردم، اما چون مجوز نگرفت آن را نگه داشتم. بعد از آن به اين نتيجه رسيدم كه كتاب براي خوانندگان متخصص مناسب است و براي ديگران چندان قابل درك نيست. بنابراين آن را گسترش دادم و تغييراتي بر آن اعمال كردم. به گونهاي كه از 140 صفحه به 400 صفحه رسيد و بايد بعد از غلطگيري نهايي دوباره آن را براي صدور مجوز ارايه بدهم.
او تأكيد كرد: اگر اين كتاب در بيايد بار بزرگي از دوش من برداشته ميشود. از سوي ديگر بسيار علاقهمندم كتاب سومي درباره اساطير ايران بنويسم كه تصور نميكنم فرصت نوشتن آن را پيدا كنم.
بيضايي در پاسخ به پرسش ديگري درباره عدم انتشار ديگر مجلدات «ديوان نمايش» نيز گفت: جلد اول اين مجموعه كه آثار مرا تا سال 49 دربر ميگيرد، چاپ شد. اما پس از آن مشكل ديگري پيش آمد. زيرا برخي از نمايشنامههاي من به صورت تكتك چاپ شده بودند و برخي ديگر اجرا شده بودند. در اين ميان يكي از نمايشنامهها «طربنامه» مجوز نگرفت. اين متن نوعي تختحوضي بود كه روشنفكرانه هم نبود. مجموعهي اين شرايط باعث شد اصراري به چاپ بخش ديگر كتاب نكنم.
نويسنده و كارگردان نمايش «شب هزارويكم» درباره چاپ مجدد اين نمايشنامه و انتشار سيدي نمايش نيز پاسخ داد: تدوين فيلم را به پايان برديم، اما بايد مطمئن باشيم تهيهكنندهاي داريم. اگر بخواهيم سيدي يا ديويدي اثري را تهيه كنيم بايد سرمايهگذار و بازارياب داشته باشيم. اما من نه سرمايهگذارم و نه بازارياب. به همين دليل بسياري از كارهايم منتشر نشده درحاليكه اگر اسپانسري پيدا شود كه خودش پيگير ماجرا باشد همهچيز براي انتشار اين آثار آماده است.
بهرام بيضايي در ادامه از نگارش دو نمايشنامه ديگر هم خبر داد و افزود: سال گذشته دو نمايشنامه نوشتم كه روي يكي از آنها گير كردم، زيرا نيازمند زبان ويژهاي بود كه بايد بر آن احاطه پيدا ميكردم و پيداكردن اين زبان غريبه وقت بسياري از من ميگرفت. درحاليكه در دنيا چنين نيست. «چاپلين» از زبانهاي ساختگي در آثارش استفاده كرد و كسي گريبانش را نگرفت. من هم به دنبال نوعي ابداع بودم كه در عين انتقال مفهوم، كلمات مزاحم نشوند. اما زمانيكه شروع به كار كردم، ديدم در كشور ما همهچيز بيخود و بيجهت حساس است و به همين دليل ناچار شدم وقت زيادي را صرف پيداكردن اين زبان بكنم.
او ادامه داد: در وهله نخست اين نمايشنامه، فيلمنامهاي بود كه سالها پيش ميخواستم آن را با چهار پرسوناژ در ويرانهاي بسازم، اما چون تهيهكنندهاي نبود اين فيلم ساخته نشد و من بهتر ديدم آن را به نمايشنامه تبديل كنم كه كار دشواري بود، زيرا بايد از ميان سه ورسيون فيلمنامه آن يك نسخه نمايشنامه درميآوردم.
بيضايي در پاسخ به پرسش ديگري درباره تكميل و انتشار دوباره كتاب «نمايش در ايران» گفت: من يك نفرم و دستيار و گروهي ندارم. از سوي ديگر بايد زندگيام را هم بگذرانم، درحاليكه پژوهش كاري كامل و تمام است كه معمولا به صورت گروهي انجام ميشود. اما از آنجا كه من تنها هستم هنوز نتوانستهام نسخه كاملتر اين كتاب را آماده چاپ كنم.
نويسنده و كارگردان فيلمهايي همچون «شايد وقتي ديگر» و «كلاغ» درباره انتشار فيلمهاي قديمياش با كيفيتي مناسب پاسخ داد: نبايد از من چنين توقعي داشته باشيد. در دنيا بنيادهايي براي چنين كارهايي وجود دارد كه فيلمها را نوسازي ميكنند و مانند روز اول و حتي با كيفيتي بهتر منتشر ميكنند. اما من نميتوانم چنين كنم. اگر كسي سرمايهگذاري كند، حتما همراهي ميكنم و آنچه را دارم در اختيارش ميگذارم.
در بخش ديگري از اين نشست شهلا لاهيجي مدير انتشارات روشنگران درباره ترجمه آثار بيضايي به انگليسي و انتشار اين آثار توضيح داد و گفت: پيش از اين دو نمايشنامهي «فتحنامه كلات» و «مرگ يزدگرد» به انگليسي ترجمه و چاپ شده، اما در تجديدچاپ آثار بيضايي، آنها را چاپ نكرديم. زيرا در وهله نخست با توجه به وضعيت نامناسب بازار نشر بايد مطمئن شويم، چنين درخواستي از سوي خوانندگان وجود دارد كه اگر چنين درخواستي باشد ما آمادگي چاپ اين آثار را داريم.
لاهيجي همچنين اظهار تأسف كرد: به دليل دعوايي كه ميان ما و چاپ «سحاب»وجود دارد، هنوز نتوانستهايم تعدادي از كارهايمان را كه در اين چاپخانه هستند منتشر كنيم و اين پرسش مطرح است كه چگونه سيستم قضايي و اداري ما با سرنوشت مادي و معنوي اين آثار اينچنين رفتار ميكنند. ؟! كتابهاي بسياري در اين چاپخانه باقي ماندهاند، درحاليكه يك قفل بزرگ بر در اين چاپخانه وجود دارد.
به گزارش ايسنا، در ادامهي اين نشست نمايشنامهي «يادگار زريران» قطبالدين صادقي رونمايي شد.