این سخن از کیست؟و منظور چه روزی است؟
اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مىگيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نااميد مىگردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد
1- از پيامبر گرامى(ص) روايت كرده كه فرمودند: ((من صلى من اول شهر رمضان الى آخره فى جماعه فقد اخذ بحظا من ليله القدر)) كسى كه از اول تا آخر ماه مبارك، در نماز جماعت حاضر شود، بهره اى از شب قدر نصيبش شده است.
2- افطارى دادن با مال حلال از پيامبر اكرم(ص) نقل كرده كه فرمودند: كسى كه با مالى كه از راه حلال به دست آورده، روزه دارى را افطار دهد، در تمام شب هاى رمضان فرشتگان بر او درود فرستند و جبرئيل در شب قدر با وى مصافحه كند، نشانه مصافحه جبرئيل آن است كه دل مصافحه شونده نرم و اشكش جارى مى شود.
3- صدقه: درباره امام زين العابدين(ع) آمده است: در هر روز ماه مبارك يك درهم صدقه مى دادند، آن گاه مى فرمودند: شايد با اين كار، شب قدر را دريابم و از آن بهره گيرم
4- غسل و شب زنده دارى: حضرت رسول (ص) فرمودند: كسى كه شب قدر را شب زنده دارى كند، تا شب قدر آينده، عذاب دوزخ از او دور گردد.
امام موسى بن جعفر(ع) فرمودند:كسى كه در شب قدر غسل كرده و تا سپيده صبح شب زنده دارى كند، گناهانش آمرزيده مى شود
در شب میلاد کریم اهل بیت، امام حسن مجتبی (ع) جمعی از شعرای پیشکسوت و جوان و اهالی فرهنگ و ادب، میهمان رهبر معظم انقلاب اسلامی بودند.
تاریخ مطلب : ۱۵ تير ، ۱۳۸۹
| ساعت 10 : 9
کد مطلب : 1046
در حسرت روزگار از دست رفته
«بیداری رویاها» چهارمین فیلم محمدعلی باشه آهنگر داستانی تراژیک و تکان دهنده درباره بخشی نادیده گرفته شده از جامعه دارد که با پیامدهای جنگ درگیر هستند.
نویسنده «بیداری رویاها» موقعیتی ویژه را ترسیم می کند پیش از این جای زنانی از جنس رخشانه (هنگامه قاضیانی) در سینمای ایران و به طور ویژه سینمای دفاع مقدس خالی بوده است.
داستان در فضایی سرد شروع می شود و با بحران بازگشت رزمنده ای که سال ها دور از خانه بوده ادامه پیدا می کند، نویسنده بحران را وارد خانه می کند و واکنش های اهالی خانه را نسبت به شرایطی که بازگشت ایوب به دنبال دارد ترسیم می کند. در کانون ماجرا و بحران، رخشانه قرار دارد که زندگی و جوانی اش فنا شده و در وضعیت تازه بحران جدیدی را تجربه می کند.
نویسنده موفق می شود حس تنهایی رخشانه به عنوان شخصیت اصلی فیلم را به مخاطب منتقل کند، سردی رابطه او و داود (امین حیایی) را به تصویر بکشد و از دل این زندگی آرام و درگیر سکون و ملال به حقایقی درباره نسلی برسد که جنگ موقعیتی ویژه برایشان به وجود آورد.
اگر پیش از این آدم های جنگ را در مناطق جنگی می دیدیم، «بیداری رویاها» این امتیاز را دارد که ردپای جنگ را در خانه و میان خانواده ها جستجو می کند. میان زنانی که خون و زندگی شان با جنگ پیوند خورده و معمولا فراموش شده اند. باشه آهنگر در «بیداری رویاها» این حس فراموش شدن را به خوبی به مخاطب خود منتقل می کند.
رخشانه همان قدر که از سوی جامعه نادیده گرفته می شود، در خانه و میان اعضای خانواده اش تنها است. داود او را درک نمی کند و پسرش حمید (امیرحسین آرمان) از او فرار می کند تا واقعیت را واکاوی نکند. زن که تا پیش از بحران، خاطره عشق نابود شده اش را یدک کشیده با آمدن ایوب باید به تنهایی و در اندوهی مضاعف بار جرمی که مرتکب نشده را تحمل کند.
در فضای سرد فیلم که حتی مراسم ازدواج حمید هم آن را گرم و پررونق نمی کند زن در کانون قرار می گیرد و توجه فیلمساز و نویسنده به او معطوف می شود. تلاش او برای از بین بردن نوزادی که ممکن است آینده ای نداشته باشد و کوشش نافرجام داود برای نجات یک زندگی، روند رو به زوال یک زندگی را نشان می دهد. یک زندگی که حتی پیش از آمدن ایوب هم می شد فرجام آن را حدس زد. فاصله ای که میان زن و شوهر وجود دارد پرنشدنی به نظر می رسد.
«بیداری رویاها» این امتیاز را دارد که ناگفته های جنگ را روایت می کند، باشه آهنگر پیش از این و درفیلم های «نیمه گمشده» و «فرزند خاک» هم درباره زنانی حرف زده بود که حضورشان در جنگ از زیر سایه مردان خارج می شوند و در معادلات جامعه ای مردانه نقش خود را بازی می کنند.
در «بیداری رویاها» و در پایان مراسم ازدواج حمید ( که شباهتی به جشن عروسی ندارد) رخشانه بر تردیدهایش پیروز می شود؛ یکی از جذاب ترین بخش های فیلم پایان «بیداری رویاها» است، جایی که رخشانه از اتومبیل داود پیاده می شود و تصمیم می گیرد زندگی تازه ای را شروع کند. زندگی تازه زن البته آرام تر و بی حاشیه تر از زندگی اول نیست اما او مصر است در این زندگی تازه استقلال خود را به نمایش بگذارد.
یکی از جذابیت های فیلم نشان ندادن چهره ای از ایوب است، رزمنده ای که دیگران درباره اش حرف می زنند، حضور و غیبتش ماجراهای فراوانی به وجود می آورد، رخشانه هنوز مهرش را به دل دارد و فرزندش در مواجهه با او به رشد و بلوغ می رسد. تاکید کارگردان بر این که شخصیت ایوب را به دور از تصویرهای کلیشه ای بسازد و او را در ذهن مخاطب زنده کند تمهید هوشمندانه ای است و فرصتی که این غایب همیشه حاضر در ذهن مخاطب ماندگار شود. حتی پایان فیلم می تواند نوید دهنده وصال دوباره ایوب و رخشانه باشد و مگر نه این که ایوب در گوشه ای از شهر رخشانه و حمید را می پاید؟ این می تواند امید را در قلب مخاطب زنده کند تا رخشانه و ایوب دوباره با هم برخورد کنند و پایان این شب سیاه سپیدی آرامش باشد.
«بیداری رویاها» حاصل کاوش چند ساله محمدرضا گوهری و محمدعلی باشه آهنگر و تجربه های چند ساله کارگردان در جنگ است، به همین دلیل واقعی و تاثیرگذار است. این واقعیت تلخ و گزنده که در مضمون فیلم دیده می شود زمانی مضاعف می شود که توجه کنیم کارگردان برای خلق فضای واقع گرا تلاش بسیار کرده است. نوع بازی ها، میزانسن، فضاسازی و طراحی صحنه و لباس در خدمت رئالیسمی است که پیشتر در «فرزند خاک» و «نیمه گمشده» خلق کرده بود. وقایعی که آهنگر برای بیان در فیلم هایش انتخاب می کند به دلیل واقعی بودن به شدت تاثیرگذار و تکان دهنده هستند.
«بیداری رویاها» در اکران جشنواره ای با واکنش های مثبت و منفی متفاوتی رو به رو شد اما حتی آن هایی که فیلم را به اندازه «فرزند خاک» دوست نداشتند نمی توانستند تاثیرگذاری اش را انکار کنند. مهمتر از آن تلاشی است که آهنگر به عنوان یکی از معدود سینماگران دفاع مقدس برای حفظ و ثبت دستاوردهای انسانی جنگ می کند، او در این فیلم فراتر از کلیشه های رایج سینمای دفاع مقدس می رود و برگی زرین به تاریخ سینمای دفاع مقدس می افزاید.